منوی اصلی
لینک های مفید
سامانه های معاونت
تصویر بدون شرح
آمار بازدید کنندگان
بازديدکنندگان اين صفحه: 547
بازديدکنندگان امروز: 58
کل بازديدکنندگان: 216764
بازديدکنندگان آنلاين: 9
زمان بارگزاري صفحه: 0.9861 ثانيه
صفحه اصلي > مدیریت بیمارستانی وتعالی خدمات > اداره حاکمیت بالینی > مبانی و تعاریف 
مبانی و تعاریف

مقدمه:

 حاکمیت بالینی چارچوبی است که در آن سازمانهای مراقبت سلامت، با به وجود آوردن محیطی که در آن مراقبت های بالینیِ متعالی می تواند پرورش یابد، در زمینه ی ارتقای مداوم کیفیت و صیانت از استانداردهای عالی پاسخگو می گردند.

 حاکمیت بالینی اولین بار در سال 1997، توسط سیستم سلامت انگلیس معرفی و در سال 1998 به تدریج مراحل اجرایی آن آغاز شده است. و به تبع آن در کشورهای استرالیا، ایرلند نیز به اجرا درآمده است.


 چرا حاکمیت بالینی لازمست ؟
به دلیل :
 بالارفتن انتظارات بیماران و مراقبت کنندگان:

هر چه آگاهی بیماران نسبت به سلامت و حقوق مرتبط به آن بالاتر رود، انتظارات آنها نیز بالاتر خواهد رفت. مسلما انتظارات امروز بیماران از سلامت بسیار بیشتر از سالها پیش می باشد. وظیفه حاکمیت بالینی پاسخگویی به این مطالبات می باشد.
 

  وابستگیهای روز افزون مربوط به بیماران (نظیر گذار اپیدمیولوژیک، تغییر بارِ بیماریها و افزایش بیماریهای مزمن):

اگر دهه های پیش، بار بیماریهای عفونی بیشترین اثرات را داشتند امروزه بیماریهای مزمن نظیر بیماریهای قلبی، افزایش فشار خون ، دیابت و ... که مدیریت درمانی آنها پیچیده تر می باشد جایگزین بیماریهای عفونی می شود. در نتیجه نیاز به یک رویکرد قوی تر با چارچوبی مشخص تر که حاکمیت بالینی این چارچوب را فراهم می نماید، می باشد.
 

  تغییرات دموگرافیک در جامعه:

افزایش امید به زندگی سبب مسن شدن جمعیت و افزایش شیوع بیماریهای مربوط به کهنسالی می شود.


  پیشرفتهای تکنولوژی سلامت:

هر چه زمان می گذرد تکنولوژیهای پیشرفته تری پا به عرصه خواهد گذاشت. این تکنولوژیها، اگرچه تا حدی می تواند باعث ارتقای کیفیت مراقبت سلامت شود به همان نسبت، بر هزینه ها و پیچیدگیهای نظام سلامت خواهد افزود. در نتیجه نیاز به مدیریت این هزینه ها و پیچدگیها، از ضرورتهای نظام سلامت می باشد.


  توجه روز افزون به کیفیت:

کیفیت در ارایه خدمت مهمترین جز بقای سازمانهای ارائه کننده خدمت می باشد. سازمانهای مراقبت سلامت نیز از این قاعده مسثنی نمی باشد.


  برجسته شدن حقوق بیمار و توجه به منشور آن:

خوشبختانه در نظام سلامت کشور توجه به حقوق بیمار و منشور آن در سالهای اخیر، مورد توجه قرار گرفت. حاکمیت بالینی با در گیر کردن بیماران در امر مراقبتهای خود به بهترین نحو به این نیاز پاسخ می دهد.


تمام موارد اشاره شده در بندهای بالا تغییرات در سیاستهای سلامت را ایجاب می نماید.

 

 تعاریف و مفاهیم حاکمیت بالینی

حاکمیت بالینی که در اصل در خدمات ملی سلامت انگلستان ایجاد شده است، واژه ای برای توصیف رویکردی نظامند جهت حفظ و ارتقاء کیفیت مراقبت بیماران در نظام سلامت است. از سایر تعاریفی که در خصوص حاکمیت بالینی مطرح شده است می توان به موارد زیر اشاره نمود:


 حاکمیت بالینی، ابزار دستیابی به کیفیت پاسخگو و محمل اصلی ارتقاء مستمر کیفیت مراقبت از بیمار.
  مکانیسم قدرتمند و نوین و جامع برای تضمین استانداردهای متعالی مراقبت های بالینی از طریق NHS و بهبود مستمر کیفیت خدمات.
  چارچوبی است که در آن سازمان های NHS با ایجاد محیطی که در آن تعالی در مراقبت بالینی فراگیر خواهد بود، در مقابل بهبود مداوم کیفیت خدمات و حفظ استانداردهای بالای مراقبت مسئول می باشند (تعریف رسمی NHS).

این تعریف قصد دارد که سه ویژگی کلیدی را تضمین کند:
    - استانداردهای سطح بالای مراقبت
    - مسئولیت و پاسخگویی واضح برای استانداردهای مذکور
    - بهبود مستمر پایدار


طرح حاکمیت بالینی برای افزایش رضایت بیمار در مراکز درمانی با چهار محور افزایش پاسخگویی و رضایتمندی، استانداردسازی و تضمین کیفیت خدمات درمانی، بازآموزی کارکنان و اعتباربخشی اجرا می شود.و لازم به ذکر است اجرای برنامه های طرح حاکمیت بالینی بدون مشارکت کلیه پزشکان ، پرستاران و کارکنان این مراکز قابل اجرا نمی باشد .


از ابتدایی‌ترین مکان‌هایی که خدمات بهداشتی ارایه می‌شود تا بالاترین سطوح فوق تخصصی باید کیفیت و ایمنی بیمار در تمام فرآیندها در نظر گرفته شود.
مکانیسم جدید و جامعی جهت ارتقاء دائم کیفیت خدمات و رعایت بالاترین استانداردهای ممکن در سازمان. هدف ایده حاکمیت بالینی اینست که محیطی را فراهم سازد که کارکنان بخش سلامت به شکل منظم و مستمر به این مسئله فکر کنند که چگونه بهتر میتوانند کار کنند.

چارچوبی که سازمانهای ارائه دهنده خدمات سلامت را موظف به رعایت اصول تعالی خدمات بالینی نموده و از این طریق آنها را در مقابل حفظ و ارتقای کیفیت خدماتی که ارائه می دهند پاسخگو می گرداند.

حاکمیت بالینی فرصتی است برای یافتن راههای به حرکت در آوردن افراد با وضعیت سستی و رخوت فعلی به سمت فرهنگی چالش انگیزتر که در آن، آموزش فعال، صحبت کردن به همراه شنیدن و گوش کردن، و پرسیدن با هدف یادگیری و توسعه، موج می زند.

در بسیاری از کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه دولت‌ها و نظام های سلامت درگیر فرآیندهایی هستند که هدف آنها حفظ و ارتقای مداوم کیفیت خدمات سلامتی است.

هر نظام ارتقای کیفیتی باید ملزومات و شرایط فرهنگی و نظام سلامت کشور را در نظر گرفته و به اصطلاح بومی باشد. در این میان مفهومی با عنوان حاکمیت خدمات بالینی در کشورهای دیگر آزمون موفقی داشته و مورد توجه قرار گرفته است.

بنا بر تجربه‌های موجود در وزارت بهداشت درمان و آموزش پزشکی و برخی دانشگاه‌های علوم پزشکی انتظار می‌رود حاکمیت خدمات بالینی مکانیسم بهتری برای ارتقاء کیفیت خدمات در بخش سلامت باشد.


 هفت محور اساسی در نظام حاکمیت بالینی

نظام حاکمیت بالینی دارای هفت محور مهم می باشد که به قرار زیر می باشد:

1) مشارکت عمومی و بیماران Patient and public involvement
در این محور به مسائلی چون اهمیت ارائه مشاوره به بیماران و مدیریت خدمات ارتباطی، توجه به بیمار بعنوان شریک و درگیر کردن او در امر درمان و ایجاد فرهنگ انعطاف پذیر و مشارکتی پرداخته می شود.

2)مدیریت ریسک Risk Management
آنچه در این محور مورد توجه است شامل سلامت و ایمنی، کاهش ریسک بالینی، پایش شکایات ،خط مشی ها و روش های اجرایی به روز شده، سیستم های گزارش دهی و پیگیری رویدادهای نامطلوب است.

3) آموزش و یادگیری Education and Training
همانگونه که از نام این حیطه پیداست به آموزش کارکنان نگاهی ویژه داشته و سازمان را موظف می کند تا به تخصیص زمانی جهت آموزش کارکنان، تدوین استراتژی و برنامه عملی مشخص، دسترسی مناسب و مرتبط تمامی کارکنان به امکانات آموزشی، مدیریت آموزش و استفاده از نتایج برنامه های توسعه فردی جهت برنامه ریزی آموزشی توجه ویژه ای داشته باشد.

4)مدیریت کارکنان Staff Management
همانطور که از نام این محور پیداست به کارکنان به عنوان یکی از ارکان اساسی سازمان توجهی ویژه نموده و در زمینه های طراحی خط مشی ها، روش های اجرایی به روز شده و قراردادهای کاری، پایش عملکرد کارکنان، توسعه ی آنها و آموزش و یادگیری فعالیت می کند.

5) استفاده از اطلاعات Use of information
استفاده از فناوری اطلاعات و مدیریت جامع آن، ایجاد و ارایه اطلاعات برای بیماران و برقراری ارتباط با برنامه های آینده در این محور مورد بررسی و توجه است.

6) اثر بخشی بالینی ClinicalEffectivenes
اثر بخشی بالینی همانا استفاده از بهترین دانش، برگرفته از پژوهش، تجربه بالینی و ترجیحات بیمار برای دستیابی به فرآیندهاو نتایج مطلوب مراقبت از بیماران می باشد.

7) ممیزی بالینی Clinical Audit
ممیزی بالینی در حقیقت آنچه در سیستم در حال انجام است را به طور مرتب منعکس می کند. از دیگر وظایف این محور معرفی فعالیتها و واحدهای برتر و عالی در سطح سازمان می باشد. با این وجود ممیزی بالینی باید واقع گرایانه همراه با بررسی منابع مورد نیاز باشد.
از آنچه در فوق بدان اشاره شد می توان دریافت که در مواردی نظیر رسیدگی به شکایت و رضایت بیماران، فرآیند احیا، خطاهای دارویی، تحلیل علت ریشه ای رویدادها، تحلیل مرگ و میر و ارزیابی دلیل ترخیص با میل شخصی، حاکمیت بالینی می تواند تاثیر گذار باشد.

امتیازدهی
1